یکشنبه 12 آبان 1392

قهوه با طعم عسل

   نوشته شده توسط: کریم چعب    نوع مطلب :ادبی ،

جلال،شکوه و زیبایی او نظر همه را به وی معطوف کرده بود و در آن مجلس می درخشید. قیس بر خلاف جوانان حاضر در آن مجلس یک فرد معمولی بود او نیز شیفته آن وجود زیبا شد قدرت عجیبی در وی پدیدار شد و شهامت پیدا کرد جلورفت سلام کرد و الیسور را برای هفته آینده به قهوه دعوت نمود،الیسور تعجب نمود. صداقتی در قیس دید و ادب وی اجازه نداد که دعوت قیس را رد کند. آن روز در آن مکان در یک کافی شاپ کوچک قیس روبروی الیسور نشست،مبهوت زیبایی و عظمت او شد دست و پای خود را گم کرد  توان صحبت نداشت،حوصله الیسور به سر رسید خواست آنجا را ترک کند قیس خطاب به گارسون،لطفاً نمکی برای قهوه ام بیاورید الیسور،گارسون و حاضرین تعجب کردند،نمک برای قهوه !!!

درخواست قیس از گارسون برای الیسور خیلی عجیب بود از وی پرسید چرا نمک؟ زبان قیس باز شد گفت من در یک روستایی کنار دریا زندگی می کردم شوری قهوه مرا به یاد شوری دریا،گذشته ام،روستا و پدر و مادرم که در حال حاضر در آن روستا زندگی می کنند می اندازد. شخصیت قیس و احترام او به تاریخ خود برای الیسور جالب بود در آن شب خیلی با هم صحبت کردند و دیدارهای آنها زیاد شد نهایتاً با هم ازدواج کردند الیسور هر وقت قهوه ای برای قیس درست می کرد نمک به آن می افزود قیس نیز با طیب خاطر قهوه شور را می خورد.

بعد از چهل سال زندگی مشترک قیس فوت شد و نامه ای برای همسر مهربانش نوشت:

عزیز و مهربانم؛من در تمام دوران زندگی ام فقط یک دروغ به تو گفتم و در زمان حیات جرأت نداشتم آن را بگویم چون می ترسیدم مرا ترک کنی اما الان اعتراف می کنم.

"یادت هست در اولین دیدار در کافی شاپ برای قهوه نمک خواستم! آری من مضطرب بودم و به جای اینکه شکر در خواست کنم اشتباهاً به گارسون گفتم نمک! و بعد آن دروغ را مطرح کردم اما خوردن قهوه شور از دست تو بسیار شیرین بود و اگر دوباره زنده شوم باز هم از همان قهوه خواهم خورد"

نوه های پیرزن از مادربزرگشان می پرسند قهوه شور چه طعمی دارد؟ او میگفت عسل.


اسماعیل رستگاری نیا
پنجشنبه 10 تیر 1395 02:40 ب.ظ
جدا جمیل
ناشناس
جمعه 20 شهریور 1394 11:06 ق.ظ
بسیارزیباست
فرزاد بنیادی
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 05:20 ب.ظ
بسیار زیبا بود
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic